نسخه موبایل خبرگزاری آریا
به نسخه موبایل خبرگزاری آریا خوش آمدید.
--| مشاهده سایت اصلی خبرگزاری آریا |--
نسخه موبایل خبرگزاری آریا نسخه موبایل خبرگزاری آریا
در زندان مخفي سيا، زندانيان چگونه شکنجه مي شدند؟
در زندان مخفي سيا، زندانيان چگونه شکنجه مي شدند؟
خبرگزاري آريا- با برملا شدن ماجراي زنداني مخفي در کابل افغانستان به نام سالت پيت که توسط سيا ايجاد شده بود، پس از ترس و وحشت هاي ابوغريب، فصل تاريک ديگري به تاريخ آمريکا افزوده مي شود.
به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري آريا، ائوجنيا فيوره، در گزارشي در نشريه ايل جورناله (ايتاليا)، با عنوان «خانۀ مرگ سازمان سيا» نوشت:
ظلمت: زندانيانش آن را اين گونه مي خواندند. صحبت از يک زندان مخفي سازمان سيا در کابل واقع در افغانستان است. اين ساختار در سپتامبر سال ٢٠٠٢ آغاز به کار کرد. فقط يک ماه کافي بود تا يک کارخانۀ آجرسازي به خانۀ شکنجه ها تبديل گرديد. بيست سلول، همگي انفرادي. در شانزده تاي اينها زندانيان به ديوار زنجير شده بودند، در سلول هاي ديگر ناگزير بودند ايستاده باشند و به يک ميله آهني بسته شده بودند.
انسانيت خارج از اين اتاقک هاي وحشت که در آن افراد از خواب محروم مي مانند، عريان و در وضعيت هايي که بدن در آنها تحت فشار قرار مي گيرد، نگه داشته مي شوند. افراد دچار سوءتغذيه هستند، برهنه نگه داشته مي شوند و با آب سر خيسانده مي شوند و سپس در دماي يخبندان زمستان رها مي شوند. کنار آنها سطلي براي رفع حاجت وجود دارد و اگر آن نبود تعدادي پوشک موجود بود. ضبط استريو با صداي بلند پخش مي شود تا آنها به خواب نروند و حتي در هنگام روز شب و تاريکي ادامه مي يابد.
اينها اتاقک هايي براي «محروميت حسي» هستند که در آن همه چيز در تاريکي گم مي شود حتي زندگي. همان گونه که براي يک زنداني افغان به نام گل رحمان اتفاق افتاد که بعد از ٢٢ روز که از دستگيري اش مي گذشت، جان سپرد. ليکن تعدادي اسناد رسمي نشان مي دهند که چنانچه رحمان تحت برخي از بازجويي هاي ويژه قرار نمي گرفت، مي توانست هنوز زنده باشد.
جيمز ميچل و جان جسن، دو روانشناسي هستند که «فنون پيشرفتۀ بازجويي» را در سالت پيت (اين نام واقعي اين زندان است) به اجرا مي گذاشتند. جسن در خلال پانزده روز اقامتش در اين مکان شش بار رحمان را مورد بازجويي قرار داد و پنج روز بعد از آنجا رفت. رحمان به سبب هيپوترمي [کاهش شديد دماي بدن] جان سپرد. اين مرد به زمين زنجير شده بود، از کمر به پايين عريان بود. آن هم در دماي حدود دو درجه. اين روانشناس در خلال يک سخنراني که چند ماه بعد انجام داده بود، چنين شرح داده بود که البته «جو بسيار خوب بود» وي همچنين گفته بود که «کثيف ولي امن و امان بود.»
سازمان سيا در اين ساختار از روش هاي غيرانساني که حتي دولت آمريکا آنها را پذيرفت، استفاده مي کرد که البته جسن همواره از آن دفاع کرده و اظهار مي داشت که قصد داشتند «مقاومت زنداني را شکسته بدون آنکه شکنجه هاي جسمي را بگنجانند و نيز منطبق با کنوانسيون ژنو باشد».
در آن زندان مخفي در افغانستان همراه با گل رحمان سليمان عبدالله سليم و محمد احمد بن سود نيز بودند: اين دو نفر که از زندان و شکنجه ها جان سالم به در برده بودند همراه با بستگان رحمان عليه آن دو روانشناس پرونده سازي کردند تا کاري کنند که حق دريافت غرامت مالي به سبب آنچه متحمل شده بودند، به رسميت شناخته شود.
بر اساس آنچه روزنامۀ گاردين در يک پژوهش تحليلي منتشر ساخته است، در تاريخ ٢٨ ژوئيۀ گذشته، جانستين لو. کواکنبوش، قاضي آمريکايي دادرسي اختصاري را انکار کرد و از وکلاي اين دو روانشناس خواست قبل از شروع محاکمه به توافقي برسند. در ماه اوت در پي يک توافق فراقضايي عليه جسن و ميچل دو فردي که جان سالم به در برده بودند به سبب شکنجه هايي که متحمل شده بودند، غرامت دريافت کردند. اين دو روانشناس اين گونه از برگزاري يک محاکمه در يک دادگاه آمريکايي اجتناب کردند و مانع از آن گرديدند که در رابطه با اين پرونده جنجالي ايجاد شود. ليکن اين غرامت هم چنان مدرکي مهم در رابطه با آنچه در سايت سازمان سيا اتفاق مي افتاد، باقي مي ماند.
برخي صداهاي ضبط شده که جمع آوري شدند تا در صورت آغاز محاکمه بتوانند مورد استفاده قرار گيرند، پرده از روي تکنيک هاي «بازجويي هاي پيشرفته» برمي دارند.
به عنوان مثال يک زنداني به نام ابوزبيده دست کم ٨٣ بار در زير دوش آب يخ، waterboarded [القاي خفگي مصنوعي] قرار گرفت. اين روش عبارت است از ثابت نگه داشتن پاهاي فرد بالاتر از سر و ريختن آب يخ بر صورت وي. در قسمت هاي ديگر هم چنين مطرح مي گردد که زندانيان مدت چندين ساعت در تعدادي «جعبه، با فضاهاي اندک که موجب تنگنا هراسي مي گشتند، قرار مي گرفتند به نحوي که قبل از بازجويي بيشتر دچار بي ثباتي شوند. سپس با فواصل منظم و مدت دست کم هشت ساعت عکس آن صورت مي گرفت. زندانيان بار ديگر به فضاهاي وسيع تر منتقل مي شدند تا با روش «walling» تحت شکنجه قرار گيرند. يعني به طرف ديواري که از آن همچنان آب سرد سرازير مي شود، پرتاب مي شدند و سپس بار ديگر درون «جعبه ها» قرار مي گرفتند. همۀ اينها با آهنگ صداي بازجو صورت مي گفت که به طور مداوم چنين تکرار مي کرد: «تو مي داني چکار بايد انجام دهي اگر بخواهي اين وضعيت تمام شود» به نحوي که آنها را وادار به سخن نمايد.
شکنجه هاي سالت پيت براي اولين بار ماه پيش و بعد از بيش از ١٠ سال به لطف توافق حاصل شده توسط دو طرف به اثبات رسيدند. ليکن در اين سند مشخص نگرديده که جسن و ميچل، دو فرد روانشناس به طور مستقيم در جريان شکنجه هاي وارد شده به بيماران نبودند و به همين علت نمي توانند مسؤول شناخته شوند. بنا بر اين آنها همچنين مسؤول مرگ رحمان نيز شناخته نخواهند شد.
بسياري از مأموران سازمان سيا که در اين سايت سياه مخفي در افغانستان کار کرده اند در پي آن توسط تيم اين دو روانشناس استخدام شدند. دو روانشناسي که به لطف روش «بازجويي پيشرفته» خود همچنان ميليون ها دلار در سال هاي متعاقب آن به جيب زدند.
پس از ترس و وحشت هاي ابوغريب، فصل تاريک ديگري به تاريخ آمريکا افزوده مي شود.
20 مهر 1396 - 05:03:27 ب.ظ
AryaNews.com ©